پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
237
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
خدمتكارانش دستور داد كه او را از ميان مردم خارج كرده به يكى از اطاقهاى مجاور ببرند . آن روز خرّمشهر چون روز عاشورا گشت و گريه و فرياد و فغان از زن و مرد ، شهر را به لرزه درآورد . علّامه شيخ حسن مذكور مىگويد : چون از « مخيلف » جريان را پرسيدند ، گفت : در آن هنگام كه مردم به عزاى عبّاس ( ع ) بر سر مىزدند ، من در حالى كه زير منبر بودم ، كمى خوابم برد ، مردى نيكو و بلند قامت بر اسبى سپيد و درشت هيكل را در مجلس ديدم كه به من فرمود : اى مخيلف ! چرا براى عزاى عبّاس بر سر و صورت نمىزنى ؟ گفتم : اى آقاى من ! در اين حال ، توانايى ندارم . فرمود : برخيز و بر سر و صورت بزن . گفتم : سَرورم ! دستت را به من بده تا برخيزم . فرمود : « من دست ندارم » . گفتم : چگونه برخيزم ؟ فرمود : ركاب اسب مرا بگير و برخيز . پس من ركاب اسب را گرفتم و اسب ، جهش برداشت و مرا از زير منبر خارج نمود و از من غائب شد ، مشاهده نمودم كه سلامت خود را باز يافتهام . مؤلّف اين داستان را از كتاب « العبّاس » مرحوم مقرم ، ص 258 ، و سردار كربلا ، حكايت پنجم ، ص 262 نقل كرده است . 2 - 34 . بررسى محتوايى ( سحاب رحمت ) از نوع مطالبى كه از اين كتاب به عنوان نمونه نقل شد ، پيدا است كه مؤلّف از چه ديدگاهى به واقعهء كربلا نگاه مىكند و براى نشان دادن عظمت شهداى كربلا ، به نقل چه نوع مطالبى بيشتر رغبت نشان مىدهد ، بنابر آنچه گذشت مىتوان گفت كه قرائت ارائه شده در اين اثر از فرهنگ عاشورا قرائت عاطفى ، داستانى و روايى است و فاقد جنبههاى تجزيه و تحليلى و پژوهشگرانه به معناى اخصّ كلمه است . برخى از مآخذ مورد استفادهء مؤلّف ، عبارت است از : بحارالانوار ، عوالم ، امالى ، جلاء العيون ، كامل الزّيارات ، ثاراللّه ، حسين پيشواى انسانها ، مقتل خوارزمى ، عيون الاخبار ، مصباح شيخ طوسى ، اقبال الاعمال ، ارشاد ، مثيرالاحزان ، مناقب ابن شهر آشوب ، تذكرة الشّهداء ، تفسير عيّاشى ، زندگانى حبيب بن مظاهر ، اشك روان ، دارالسّلام ، داستانهاى شگفت ، الكلام يجرّ الكلام ، لهوف ، تحف العقول ، ناسخ التّواريخ ، كامل ابن اثير ، البداية والنّهاية ، مهيّج الاحزان ، تاريخ طبرى ، مروج الذهب ، مقتل ابى مخنف ، قمقام زخّار ، منتخب التّواريخ ، منتهى الآمال ، نفس المهموم ، مجالس المواعظ ،